مطالب در افشاي اكبر گنجي In exposure of Akbar Ganji
![]() 1) عباس گويا در نوشته خود بتاريخ ١٩ نوامبر ٢٠٠٧ در نيوزويك بين المللي مدعيست كه ترجمه غلط از ولايت فقيه خميني منجر به فاشيسم شد۔ اما با ترجمه دمكراتيك از ولايت فقيه خميني ميتوان از فاشيسم اجتناب كرد ادامه ۔۔۔ 2) بصير نصيبي به هنگام اعتصاب گنجی میکروفون رادیو ها در اختیار همسر آقای گنجی بود وایشان دایم توی رادیو های بی، بی، سی وبخش فارسی رادیو آلمان ، رادیو فردا ،هر حرکت وتکان آقای گنجی را منعکس می کردندوسایت های اخبار روز وایران امروز،روز، پیک نت ، شهروند. بازگوی سخنان خانم گنجی بودند ادامه ۔۔۔ 3) خانواده جانباختگان He also praises ayatollah Khomeini who was directly in charge of ordering many of these criminal acts. It is important to note that the Islamic Republic of Iran was able to establish itself after massacring more than 120,000 workers, students and other activists who struggled for freedom, equality and social justice from 1979 to 1988 ادامه ۔۔۔ |
|
بالا
عباس گويا ١٨ ژوئيه ٢٠٠٩ 1) اكبر گنجي چه ميخواهد؟ اكبر گنجي همانند همتاهايش در خارج از ايران, محسن مخملباف٬ محسن سازگار٬ ابراهيم نبوي و از كارگزاران و همكاران جمهوري اسلامي در متوحشترين ارگان سركوب آن بوده است۔ او از ابتداي تشكليل سپاه پاسداران با اين نهاد در سطوح كليدي همكاري داشت و سپس به وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي پيوسته و با بنيانگذار اين نهاد هولناك و سركوبگر سعيد امامي ارتباط مستقيم داشت |
|
ضمايم: اكبر گنجي:
“During the 1979 revolution, he returned to Iran with Ayatollah Khomeini where he served as a founder of the Revolutionary Guard Corps and the managing director of the National Radio of Iran (1979–1981).[1] During the 1980s, Sazegara served as political deputy in the prime minister’s office, deputy minister of heavy industries, chairman of the Industrial Development and Renovation Organization of Iran, and vice minister of planning and budget.”
|
|
2) |
|
3)
یک بام و دو هوا و دو اکبر! اکبر گنجی، زندانی بود. اکبر محمدی هم، زندانی بود.اکبرگنجی از دل این حکومت برخواسته مدافع وهمراه باند دوم خرداد بود، منوچهر محمدی، کلیت رژیم را رد می کرد، اکبر گنجی به مرخصی می آمد، اکبر محمدی هم به مرخصی می آمد، اکبر گنجی به هنگام مرخصی به دیدار آیت الله منتظری می شتافت تا زمینه حکو متی اسلامی را بدون خامنه ای فراهم کند، اکبر محمدی به خاطر معالجه و به تشخیص پزشک با مرخصی استعلاجی به نزد پدر ومادر دردمندش در آمل می رفت، اکبر گنجی را به زندان برمی گرداندند ،منوچهر محمدی راعلیرغم تشخیص پزشک خودشان مجبور به بازگشت به زندان کردند وهزینه برگرداندن او از آمل تا زندان را هم از خانواده دردمندش طلب کردند، گنجی به هنگام اعتصاب به یک بیمارستان بیرون زندان برده شد . اکبر محمدی را با شرایطی وخیم در زندان نگهداشتند. سایت های دوم خردادی اینجا فقط برای گنجی و اعتصاب غذایش از جان مایه می گذاشتند ، نوری زاده مردم را دعوت می کرد هر کس با دسته گلی در بیمارستان به دیدار اکبر بشتابند -خانم شیرین عبادی از در مخفی بیمارستان خودش را به بستر گنجی می رسانید- اما این خانم اصلا نام محمدی هارا بیادداشت؟ اصلا بیادش مانده بودعلاوه برزندانیان گواتمالا در جمهوری اسلامی هم زندانیان زیر شکنجه جان می بازند ویا رژیم آنان را می کشد ومرگ آنان را به اتفاقی پزشگی پیوند می دهد ( سعیدی سیرجانی، زیبا کاظمی. اکبر محمدی. و…) همان زمان که گنجی در اعتصاب غذا بود ،همین موقعیت را محمدی هم داشت. اما نه آقای سروش نگران وضعیتش بود نه مسعود بهنود از قلم مخملینش برای دفاع از وی مایه گذاشت، وقتی بدروغ واز مجرایی مبهم شایع شد که اکبرگنجی در اثر اعتصاب در گذشته است. مسعود بهنود چه بی تاب بود.نه شب خواب به چشمش می آمد ونه در روز دست ودلش به کار می رفت، آنجه نیرو داشت به قلم مخملینش منتقل کرد وچه اکبر ، اکبری سر می داد- آیا در آن شرایط آقای بهنود کلامی در وصف اکبر محمدی به زبان آورده بود*؟ وقتی گنجی در مرخصی بود- جمع شارلاتان های دوم خردادی گردش حلقه زده بودند، شمس الواعظین، جلایی پور، عیسی سحر خیز،مشاوران خاتمی- فاطمه حقیقت جو ،معماران سازمان مخوف واواک ( سعید حجاریان و… )وسپاه پاسداران ( محسن سازگارا و…) اصلا چه کسی به خانه حقیر محمدی ها سر میزد- چه کسی با پدر ومادر او که فقط ضجه می زدند وناله می کردند ،همراهی کرد؟ ؛ آقای گنجی در زندان پزشگ مخصوص از بیرون زندان داشت ( دکتر معین کاندید مردود شده ریاست جمهوری) پزشک خصوصی محمدی چه نام داشت؟ به هنگام اعتصاب گنجی میکروفون رادیو ها در اختیار همسر آقای گنجی بود وایشان دایم توی رادیو های بی، بی، سی وبخش فارسی رادیو آلمان ، رادیو فردا ،هر حرکت وتکان آقای گنجی را منعکس می کردندوسایت های اخبار روز وایران امروز،روز، پیک نت ، شهروند. بازگوی سخنان خانم گنجی بودند. آیا پدر ومادر در مانده محمدی ها به این سایت ها وبه این رادیو ها راه داشتد؟ چه کسی به صدای مادر وپدر محمدی توجهی داشت؟ عکس های گنجی، در حالت های متفاوت هر روز روی سایت های فوق بود- یک گرم تغییر وزنش را فوری خانم گنجی گزارش می داد تا افکار عمومی در جریان وضعیت آقای گنجی قرار گیرند، اما عکسی از اکبرمحمدی که موقعیت او را به هنگام اعتصاب غذا مشخص کند روی هیچ سایتی دیده شد؟ 2روز قبل از قتل محمدی به هنگام بازدید شبه نمایندگان مجلس ارتجاع از زندان -دهان محمدی را با چسب مسدود کردند ودست هاو پاهای اورا به تخت زندان بستند. چرا کسی عکسی از این وضعیت محمدی منتشر نکرد؟چرا در مورد اکبر محمدی نگهبانان به هوش بودند تا مبادا عکس ویا سندی از زندان خارج شود اما در مورد اکبر گنجی از هوش می رفتند تا عکس ها و مقالات فیلسوفانه آقای کانت مسلمان در سراسر جهان پخش شود- چرا یک زندانی می تواند لحظه به لحظه خبرهایش را از درون زندان منعکس کند اما زندانی دیگر را اول می کشند وبعد خبر ی مربوط به او را که سازمانهای امنیتی تنظیم کرده اند در مطبوعات دست نشانده شان چاپ می کنند؟ چرا پرزیدنت بوش مهربان فقط آزادی اکبر گنجی را خواستار شد؟ چرا اتحادیه اروپا وخبرنگاران بدون مرز ،سازمان های حقوق بشر هیچ کوششی برای نجات این زندانی مظلوم انجام ندادند؟ چرا هیچ موسسه ای جایزه ای برای مقاومت او در برابر جلادان خون آشام رژیم اسلامی اهدا نکرد؟آقای لاهیچی و کمیته حقوق بشرش به غیر از شرکت در برنامه بدرقه خانم عبادی ؛ وپروژه اکبر گنجی چه اقدامی برای محمدی ها انجام داد؟ چراآقای چامسکی از محمدی دفاع نکرد؟اصلا این آقا ی فیلسوف ضد بوش جز اکبر گنجی زندانی دیگری را در سیاهچالهای جمهوری اسلامی می شناسد؟ چراقلب حساس بزرگ بانوی شعر معاصر برای اکبر محمدی ضربانش تغییر نکرد وحسی در وصف حال اکبر محمدی به خانم بهبهانی الهام نشد؟ایا دکتر براهنی ها، میلانی ها که برای گنجی این چنین مرثیه سر می دادند. هرگز کلمه ای در مورد محمدی ها گفتند ونوشتند؟ آقای گنجی، ودیگر همراهانش، در برنامه اعتصاب عذای ناکامی که برگذار کردند این توهم را میخواستند به پراکنند که اگر رژیم زیر فشار بین المللی قرار گیردمجبور می شود زندانی های سیاسی را آزاد کنند. اقای گنجی از ما بهتر می دانست که چنین امری محال است چرا که رژیم با حراج ثروت ملی ایران وجدان ها را خریده است وبرای این نوع اقدامات نمایشی تره هم خورد نمی کند -تنها با اراده مردم رنج کشیده ایران وبامقابله جدی روی در رویی وقیام عمومی می توان این بساط ظلم را برچید. حالا آزادی زندانی های سیاسی پیشکششان فقط به بخشی از رفتار های ضد انسانی رژیم در همین مدت کوتاه که اجازه خروج به اکبر گنجی را واواک حکومت صادر کرده است توجه کنید: (من فهرست وار نقلشان می کنم ) محکومیت 8 ماه تعزیز تقی رحمانی و هدی صابر/محکوم کردن 10 نفر یه حکم اعدام به بهانه های وا هی وبرای زهر چشم گرفتن از مردم معترض خوزستان/ 5 سال تبعید دبیر انجمن صنفی کردستان /صدور چندحکم سنگسار/محاکمه دو دانشحوی دانشگاه یزد/ احضار وبازجویی خسرو سیف / دستگیری 11 نفر ار کارگران اخراج شده شرکت واحد/ دستگیری مجدد احمد باطبی/ قتل اکبرمحمدی در زندان اوین/ سرانجانم پدر ومادر محمدی را در فرودگاه از مردمی که با استقبال آمده بودند دور کردند .پیکره محمد ی را هم به همان شیوه ای که در باره زهرا کاظمی رفتار کرده بودند با عجله وبی توجه به خواست خانواده اش به خاک سپردند. این بود نتیجه حضور آقای گنجی در اروپا وامریکای قبلا جهانخوار- ملاقات با شخصیت های جهانی، برگذاری اعتصاب غذا ی جهانی! حالا ببینیم شخصیت جهانی ای مثل گنجی که رژیم از او و موقعیتش می ترسد!! جدا از اقدامات نمایشی در مورد پرونده اکبر محمدی چه خواهد کرد؟ هر چندآقای گنجی خود خالق طرح بخشش عوامل سرکوب هستند وآنها که در اعدام مردم خوزستان سهم دارند- آنها که حکم سنگسارها را صادر می کنند، بازجویانی که در قتل اکبر محمدی دخالت داشتد-آنها که همچنان گردن میزنند ، در زندان ها به زنان زندانی تجاوز می کنند- دختران جوان را به شیوخ می فروشند. هیچ نگران نباشند،همچنان به جنایت هایشان ادامه دهند وقتی خسته شدند خودشان را به کمیته حقیقت یاب آقای گنجی معرفی کنند ؛از اسلام بنیادگرا ببرند به اسلام راستین وصل شوند ورقه بخشودگیشان را از دست مبارک اکبر رهبر دریافت کنند. برای ماست مالی پرونده محمدی هم جای نگرانی نیست ،پرونده را به خانم شیرین عبادی بسپارید او خودش بلد است تابا انتقاد آبکی از برخی از قوانین ج. اسلامی وآرزوی تغییر گام به گام آن تا 20 سال آینده – این پرونده را هم در کنار پرونده زهرا کاظمی بایگانی کند. بصیر نصیبی اول اگوست 2009. زاربروکن / آلمان * بلافاصله بعداز پخش خبر قتل محمدی -مسعود بهنود در مقاله ای فرصت طلبانه ، قلم فرسایی کرد ( دیگر نان به نرخ روز خور ها هم خواهندآمد) او که همیشه به اعتدال پایبند بود یک باره ودر یک چرخش حیرت آور مدافع رادیکالیسم شد.اما البته با این تفسیر که اینگونه رفتار به جوانی و خام اندیشی مرتبط است وبا افزایش سن عقل هم تکامل پیدا می کند.مثال او مربوط است به عاقبت یوشکا فیشر ،وزیر امور خارجه سابق آلمان که از چریکی دست برداشت به دولت شرودر پیوست. در جنگ وتجاوز به بالکان با دولت شرودر همراهی کرد، فیشر که قبلا در مجلس آلمان، معترض رژیم جمهوری اسلامی ویکی نمایندگانی بود که علیه ج. اسلامی وجنایت می کونوس نطق های اثر گذار می کرد به بهترین دوست آخوندها تبدیل شدودر دوام رژیم سهم عمده ای بعهده گرفت؛ هم اکنون هم برای زد وبند با رژیم ودر مورد پرونده اتمی به دستبوس احمدی نژاد رفته است. بله آقای بهنود آرزوی چنین عاقبتی را برای رادیکال ها دارد. البته بهنود یادش رفت بگوید که این رفتار فیشر چگونه حزب معتبر سبزها را بی اعتبار کرد وچگونه در جلسه عمومی حزب ،یکی اعضاء با ماده رنگی ضربه سختی به گوش آقای وزیر کوبید وعضو دیگر به شیوه ای دیگر که در دنیا هم متداول است کاملا عریان شد وصدای اعتراضش را اعلام کرد. |
|
4)
Statement of Families of Executed Political Prisoners in 1980’s in Iran He also praises ayatollah Khomeini who was directly in charge of ordering many of these criminal acts. It is important to note that the Islamic Republic of Iran was able to establish itself after massacring more than 120,000 workers, students and other activists who struggled for freedom, equality and social justice from 1979 to 1988. During this period, Ganji was a commander of IRGC. IRGC was in charge of arresting, torturing and executing thousands of political activists. He also served in Western Iran, Kurdistan, where IRGC massacred thousands of Kurds. Ganji is silent about his involvement in this period of history. In late 1980’s Ganji was appointed as the cultural attaché of the Islamic Republic of Iran’s Embassy in Turkey. At that time this embassy was actively terrorizing Iranian exiles abroad. Gangi’s wife, Masoumeh Shafii, reports that when ayatollah Khomeini died, Ganji was actively in charge of his funeral ceremonies organized by the Embassy in Turkey. This is the same ayatollah who had ordered the massacres of thousands of political prisoners a short while before his death. Ganji is connected to part of the Islamic regime who wants a fair election for factions within this criminal establishment. The majority of people in Iran on the other hand are waging a struggle that condemns the entirety of this establishment’s 30 years of cruel ruling. As families of political prisoners executed by the Islamic Republic of Iran since 1979, we encourage all the agents of the Islamic Republic of Iran to come forward and tell the whole truth. We want a world free from torture and capital punishment and will do our best to provide a safe place for any criminal agent who tells the truth. Agents of the Islamic Republic of Iran should first release all the information about their involvement in the crimes committed against Iranian people. Then people will judge if they can be trusted. Families of Executed Political Prisoners in 1980’s in Iran “Another one of these so-called reformers is Akbar Ganji, a former Revolutionary Guard-turned-investigative journalist. Westerners have come to know Ganji for his “transparent” revelations about the political killings by the Intelligence Ministry in late 1998. What prompted Ganji to write about the killings of writers and intellectuals two years ago were not, as some would want us to believe, his embracing of secular and reform-oriented outlook. His exposures, albeit carefully tailored not to unmask the main principals, were an attempt to undermine the already isolated and discredited “conservatives” who are locked in a bitter power struggle with the rival faction. A glance at Ganji’s background makes it clear that his dubious change of heart came only after the faction to which he belonged, the so-called “Line of the Imam”, was swept away from power when Rafsanjani became President in 1989 after Khomeini’s death.” Alireza Alavitabar, another high rank executive member of Iran’s Ministry of Intelligence in 1980’s said the following about Ganji in the daily Sobh-e Emrouz (January 2, 2000): “Ganji was among those joining the Revolutionary Guards from the very first days the Imam [Khomeini] came to Iran. Afterwards, Akbar’s image as a tireless Guardsman in Sa’d-Abad garrison (a.k.a. Imam Ali Garrison, one of the Guards most important training centers) will always remain. Early in the war [with Iraq], Akbar and the Revolutionary Guards commander drove to the western fronts together. For many years, thereafter, Akbar was member of the Revolutionary Guards… Many Bassiji and Guards members went to the war fronts, inspired by the words of the likes of Ganji. |
|
به نقل از نشریه ندای انقلاب شماره ۴ 5) در ته صف کوتوله ها! درباره اکبر گنجی- مصاحبه با مصطفی صابر ندای انقلاب: اکبر گنجی از ملی- اسلامی های “اصلاح طلب” اخیر هر بار چیزی می نویسد و یا در جلسه ای سخنرانی می کند٬ کمونیسم و لنین و بطور مشخص حزب کمونیست کارگری ایران را مورد حمله قرار می دهد۔ آخرینش در ونکوور کانادا بود۔ به نظر می رسد این خصومت آقای گنجی از اینجا ناشی می شود که کمونیستها و لنین برای اینکه اهداف انسانی خود در جامعه را به کرسی بنشانند بر گرفتن قدرت سیاسی تاکید داشته اند۔ اینهمه خصومت علیه کمونیستها به نظر شما از کجا ناشی می شود؟ مصطفی صابر: جواب در یک جمله این است که ایشان همچنان پاسدار جمهوری اسلامی و سرباز گمنام امام زمان است. منتها با این تبصره شخصی که اکبر گنجی استعداد عجیبی دارد که با جار و جنجال در ته صف کوتوله های تاریخ بدود. - در مورد پیشینه اکبر گنجی زیاد نوشته و گفته شده است۔ این پیشینه را شما چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا در نقد نظرات سیاسی وی باید به این پیشینه اشاره کرد؟ - مصطفی صابر: گنجی از پادو های سران و جلادان اصلی جمهوری اسلامی بوده است. او از خیلی جنایات خبر دارد و خودش هم احتمالا دخیل بوده است. اما ما تاکنون یک جمله سر و ته دار از اینهمه جنایات جمهوری اسلامی از زبان و قلم گنجی نشنیده و ندیده ایم. آنچه که دیده ایم درست عکس آن است. گنجی دارد دائما میکوشد تا جمهوری اسلامی و سرانش را تا آنجا که میتواند از زیر تیغ عدالت دادگاه های مردم و انقلاب مردم در ببرد. با لطایف الحیل ملانصرالدینی میکوشد که مگر مانع سرنگونی رژیم شود و محاکمه سران جمهوری اسلامی را به سالهای خاصی محدود کند و غیره. - گنجی دائما از “گذار مسالمت آمیز ایران به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر و کثرت گرایی” حرف میزند۔ می خواهم نظرتان را در باره دمکراسی مورد نظر گنجی و این قضیه گذار مسالمت آمیز بپرسم۔ البته اشاره کنم که ایشان در کتاب “راه دمکراسی” که سال گذشته به زبان انگليسی منتشر کرد نوشته است: “برای تشکيل حکومت دمکراتيک٬ احتياج به جامعه دمکراتيک است و مردم بايد فرهنگ دمکراتيک پيدا کنند” چنین حرفهایی البته آدم را یاد قضیه “مرغ و تخم مرغ” می اندازد! شما چه فکر می کنید؟ - مصطفی صابر: یک لحظه هم نباید بحث دمکراسی را بهیچ معنایی نزد اکبر گنجی جدی گرفت. دمکراسی نه فقط به معنای دمکراسی غربی (مثلا نمونه سوئیس و فرانسه و آمریکا) که حتی به معنی رقیق تر آنرا هم (مثلا هندوستان) نباید از ایشان پذیرفت. دمکراسی نزد گنجی آشکارا اسم رمز حفظ جمهوری اسلامی است. اسم رمز نجات جمهوری اسلامی از انقلاب و سرنگونی به قدرت مردم است. حداکثر نام دیگری است برای یک جمهوری اسلامی نوع دوم. یک حکومت ملی اسلامی دیگر که ولی ففیه ندارد و یا یک ولی فقیه تپل مپل و “آزاده” و بی آزار دارد! - گنجی٬ سازگارا و مخملباف در این دوره اخیر به تحرک سیاسی خود افزودند و مدیای رسمی هم البته سعی کردند بزرگشان کنند۔ حقیقتا اینها نقش و جایگاه واقعی شان در تحولات اخیر چیست؟ آیا ما بار دیگر شاهد پروژه رهبر تراشی برای مردم هستیم؟ - مصطفی صابر: رهبر تراشی و تکرار پروژه خمینی اگر بار اول تراژدی بود اینبار فقط یک کمدی مسخره خواهد شد. ما حزب کمونیست کارگری و نسل آگاه جوان در ایران و جهان اینرا تضمین میکنیم. بعلاوه اینها که اسم بردید در ته صف کوتوله هایی هستند که به طمع تکرار پروژه خمینی دندان تیز کرده اند. چرا که همه دستشان در جنایت خود همین رژیم آلوده است. بالاخره خمینی یک خصوصیاتی داشت که بی بی سی توانست در ماه اش کند. با هر لمپن از راه رسیده ای نمی توانست این کار را بکند. خمینی دستکم بازجو و فرمانده ساواک و جوخه های اعدام شاه نبود. از موضعی ارتجاعی همیشه به شاه انتقاد داشت. مهمتر از همه وقتی انقلاب 57 شروع شد خمینی اینقدر هوشیاری داشت که بر شعار “مرگ بر شاه” و “سلطنت باید برود” تاکید کند و سوار وجه سلبی انقلاب بشود. حالا کسانی که رد خون جنایات جمهوری اسلامی را میشود پشت پای شان دید و آمده اند تا همین جمهوری اسلامی را بنوعی حفظ کنند. اینها آشکارا علیه انقلاب و همراه رژیم اند. من میتوانم بفهمم که مردم از موسوی و کروبی استفاده ابزاری بکنند چون دقیقا اینها در نظام اند و چتر امنیتی ایجاد میکنند. اما آقای گنجی که مثلا در اپوزیسیون ایستاده و میخواهد جمهوری اسلامی را در ببرد واقعا پشت و رو سوار خر شده است. بهر حال چنین تحفه هایی ابدا مناسب رهبر تراشی نیستند. (چندانکه یکی از همینها که اسم برده اید با یک نامه افشاگرانه از گردونه لاتاری رهبر تراشی اوت شد.) در مورد گنجی باید گفت علاوه بر همه اینها، ایشان یک “مزیت” های خودویژه ای هم دارد. حتی بسیاری همپالکی های گنجی میدانند که او از لحاظ خصوصیات شخصی کم جنبه و مبتذل است. به نظرم اگر بورژوازی بخواهد پروژه رهبر تراشی اش را پیش ببرد با امثال گنجی بجایی نمی رسد. نقش گنجی حداکثر در حد همین جار و جنجال کردن و تبلیغات هسیتریک علیه کمونیست ها است. مثل همیشه ایشان در حاشیه تاریخ خواهد بود. درست است که برخی از سر بلاهت سیاسی یا نشناختن اوضاع ایران و موقعیت گنجی پای برخی نامه های او را امضاء گذاشته اند. اما این بیش از آنکه تضمینی برای گنجی باشد نشانه پرت بودن امضاء کنندگان و حامیان و مایه پشیمانی و یا رسوایی آنها خواهد شد. |
|
علی دروازه غاری Ali Darvazehghari 6) آقای گنجی امروز روز بررسی به حرکت و همکاری شما با جمهوری اسلامی نیست. امروز روزیست که مردم ایران شعار “نه اکبر نه عنتر … به ما تحت رهبر” و “موسوی یک بهانه است، کل رژیم نشانه هست” را دادهاند. لطفا به رژیم کمک دوباره نکنید. آقای گنجی شما اگر طرفدار رژیم نیستیید لطفا به چند سوال جواب بدهید: ” نعمت حسنی” کجاست و چه میکند؟ استاد اولتان “عباس دوزدوزانی” کجاست؟ کسی که شما رو به سپاه معرفی کرد کی بود؟ آقای گنجی چه نقشی در اوین و کمیتهٔ مشترک داشتید؟ بچههای محلتان را کی شناسایی می کرد و شما در شکنجه و قتل “صفا معینی” چه نقشی داشتید؟ آقای گنجی ما هنوز زنده ایم ، بله زنده ایم. در نقش شما در دستگیری و شرکتتان درکشتار و دستگیری ۷۰۰ نفر از بچههای محلتان کوی ۱۳ آبان(تظاهرات ضد جنگ دراوایل سال 67) سوال داریم، شکایت داریم . آقای اکبر گنجی، شما زمانی که شاه از مملکت بیرون انداخته شد کدام حرکتی را کردید؟ ( 1) آیا شما فعالتر بودید یا “صفا معینی”؟ آیا شما همانی نبودید که به جامعه کتاب فروشان فلکهٔ دوم محلتان حمله نمیکردید؟ یادتان هست که زنده یاد “علی حیدری” از تو و” نعمت حسنی” جدا شد؟ میدونید که علی و برادرش محمد اعدام شدند و حسین برادر بزرگشان حدود ۱۳ سال زندان بود؟ شما در شکنجه و زندانی شدنشان چه نقشی داشتید؟ آیا این درست نیست که شما و بچهای آبان ۲ (یا بهتر است بگویم آقاجانی ها ,کوچه امنیتی ها) در دستگیری و شکنجهٔ بچههای محلتان فعال بودید؟ آقای گنجی من عکس “صفا معینی” رو تو خونه تو قاب دارم و هر وقت که به این عکس نگاه میکنم “علی حیدری” با اون پوست سیاه و چشمان گنده ش در ذهن من تداعی میشه. آقای گنجی من نمیتوانم فراموششان کنم. خوب به یاد دارم در مهر ۱ چه میکردید. من هنوز زنده ام. زنده هم خواهم ماند تا ببینم علی و صفاها چگونه کشته شدند. فقط بگویم که در اوین به گوش خودم شنیدم که صفا ۱ هفته هم بیشتر زنده نماند. زبان باز نکرد واطلاعاتی نداد. من خوب میدانم که چیزی نگفت چرا که ۲ نفر که با او کار می کردند دستگیر نشدند.من آنها را خوب می شناسم. لطفا جلد اول کتاب “نه زیستن نه مرگ” از ایرج مصداقی رو تحت عنوان زباله دان تاریخ را بخوانید. این قسمت در کتاب “در سرسرای مرگ” نیز آورده شده است. من هر وقت این صحنه را به یاد می آورم چهرهٔ زیبا و جوان« صفا» به یادم میاد. من فکر میکنم آن بدن قطعه قطعه شده متعلق به «صفا» بود. آقای گنجی شکایت و حکایت من به دادگاه مردمی ختم خواهد شد، دادگاهی که شما حق دفاع و من حق شکایت دارم. دادگاهی علنی ، عادل و مردمی که همه حضور داشته باشند. مادر و پدر علی و محمد زندگی را وداع گفتهاند و صفا هم بدون والدین اما من شاکیانشان هستم. من رفیق راهشان هستم من به آنها عشق می ورزم و تا زمانی که زنده هستم آنان هم با من زنده اند. من آن روز را دور نمیبینم. دور نیست، دیر نیست روز رستاخیز خلق. آقای اکبر گنجی من ۲۵ سال است که نه با شما کاری داشته ام و نه کاری دارم و هیچگاه در هیچ جایی در مورد شما صحبتی نکردم. در حقیقت من حتا به زندانی شدن شما با آگاهی از اینکه شما را مجرم کشتار بعضی از رفقا و یاران خود میدانم اعتراض کردم ولی دو رویی، لجن پراکنی جاه طلبی و رذالت شما حرمت انسانی را شکسته است. امروز شما هنوز همان شیوهٔ پاسداری خود را ادامه می دهید. رژیم اسلامی امنییتیهای خوبی پرورش داده است. همانگونه که دوست عزیز و بچه محلتان محمد علی رحیمی” پرورش یا فت اما در پاکستان به طور مرموزی توسط خودی هاتان ترور شد. شما چطور به خود جرات میدهید که اسامی کسانی رو ببریید که به شما “نه” گفتهاند. چطور خودتان را صاحب مملکت و صاحب اعتراضات مردم میدانید؟ ( 2 ) زمانی که رفقای زندان در ۱۷ تیر (۸ ژولای) اعلام کردند که دانشجویان و جوانان را دستگیر میکنند شما کجا بودید؟ چطور شد که یکهو از هوا بیرون آمدید و در نیویورک پیداتان شد؟ ا ز اینکه شما هم حق اعتراض دارید (به چی و به کی جای خود دارد) شکی نیست اما چرا تحصنهای جهانی را که نیرو های چپ و انقلابی تدارک دیدند را نیز به خود نسبت میدهید؟ (3) آقای گنجی ما شما را با خاتمی و کروبی و موسوی و سازگاراها یکسان میدانیم اما جان مادرتان با ما کاری نداشته باشید. راستی چرا همسرتان در حرکتهای سیاسی و اعتصابات شما شرکت نمی کنند؟ شاید نمی خواهید نشان دهید که هنوز در عمل و کردار خانوادگی و شخصی حزب ا للهی متعصب هستیید؟ ما نمی خواهیم که شما به دنیا بگویید که ما با شما نیستییم اما لطفا هیج جا نگویید که ما با شما هستیم. چون به شما می خندند. آنچه که مرا وادار به نوشتن این قطعه کرد اعتراض نامهٔ داریوش اقبالی (خواننده ی معروف) به شیوهٔ کاسبکارا نهٔ شما بود. (4) تا زمانی که گذشته خود را نقد نکنید و از انسانهای والائی که در حقشان جنایت کرده اید نام نبرید شما همچنان جزئی از بدنه نظام سرکوبگر حاکم محسوب می شوید و در فردای انقلاب در دادگاهی علنی با حق داشتن وکیل محاکمه میشوید. قسم به تمامی وجود اصالت انسانی، شما صدها بچه محل دارید که شاکی خواهند بود. آنها تقاص میخواهند در ضمن اعتصاب برلین، ونکوور کانادا، سیدنی استرالیا، لندن انگلیس و وووو هیچ ارتباطی با برنامه و نمایش شما ندارد. مردم وانسانهای آزاد اندیش به بهترین شکل تفاوت ها را درک می کنند و. موسوی ها، ، خاتمی ها، سازگارها ، سروشها ، هادی غفاریها و فرخ نگهدار ها و خلخالیهای دوم خردادی را خوب میشناسند، لطفا آب را گل آلود نکنید. میدانید که جرم در جهان بی جواب نخواهد ماند. آقای گنجی شما دنبال برکناری “دولت کودتا” باشید و ما به دنبال بر چیدن ظلم و محو جنایت کاران. شما دوباره خاتمی را علم کنید و ما شعار عدالت اجتماعی، محو شکنجه، الغاء اعدام را ترویج میکنیم. شما دوباره موسوی و خاتمی را تبلیغ کنید تا دوباره دانشجویان را از طبقه بالا به پایین پرتاب کنند تا به آنها بگویید خفه شوید والا خودم خفه تان میکنم. شما هم مثل خاتمی اصلاحات را درون حکومت اسلامی ببینند و به دانشجون بگویید “آدم بشید واگر نه میندازمتان بیرون”. ما هم میگوئیم که خاتمی و اصلاح طلبان با احمدی نژاد فرقی ندارند. شما بگویید “حسین حسین یا میر حسین” ما هم میگوئیم عدالت عدالت، و فراموش نمیکنیم چرا که سالهای ۶۰ زمانی که اعدام بچههای ۱۲ ساله را دیدیم “حسین” شما را هم نخست وزیر میدیدیم. زمانی که تقلب در انتخابات همیشه ادامه داشت شما هیچ نگفتید ، ما هنوز داغ “علی حیدریها” را به گردن میکشیم. سر آخر به گمانم حکم انسانی، صداقت ژورنالیستی آنست که هر زمان اعلامیه ای صادر میشود باید تاریخ داشته باشد که مردم بدانند در چه زمانی این بیانیه صادر شده است. ننگ بر شکنجه گر ننگ بر ریا کار سرنگون باد کلیت نظام سرمایه داری ایران زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم |
|
1) Active in the Islamist anti-Shah forces at a “relatively early age”: http://en.wikipedia.org/wiki/Akbar_Ganji 2) http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=22597 3) http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=22675 4) http://www.roshangari.net/as/sitedata/20090722230129/20090722230129.html 5) http://www.youtube.com/watch?v=qrZw-yGlyTk |
|
7) پروژه اکبر گنجی جلوگیری از محاکمه کلیه سران نظام است! مهرنوش موسوی از زمره منظره های جالبی که در روزهای انقلاب مردم ایران شاهد آن هستیم، کمپین کردن اکبر گنجی به اسم محاکمه زمامداران حکومت به جرم جنایت علیه بشریت است. این کمپین به اعتقاد ما هدفش محاکمه سران نظام جمهوری اسلامی نیست، بر عکس جلوگیری از نقد شدن این مطالبه مردم است. اکبر گنجی یک پروژه سیاسی معین دارد که با اعتصاب غذای نیویورک کلید آن را زد و با کمپین راه انداختن به اسم محکومیت زمامداران جمهوری اسلامی به جرم جنایت علیه بشریت آن را دنبال میکند. اجازه بدهید تک تک به مسائل مهم کمپین وی بپردازیم. 1. اولین نکته ای که هرکسی را با دیدن تیتر این کمپین به فکر فرو میبرد اینکه خب خود آقای گنجی را بالاخره چه دادگاهی در باره فعالیت و همکاری اش در سپاه و وزارتخانه های رژیم جنایتکار باید محاکمه کند؟ خود آقای گنجی با دو وزارتخانه ارشاد و وزارت خارجه و همچنین بخش عقیدتی/سیاسی سپاه در سیاهترین سالهای عمر این حکومت همکاری موثر و مستقیم داشته است. ایشان به قول ایرج مصداقی در همان روزهایی که بسیاری از نیروهای اپوزیسیون و پناهجویان ایرانی با دربدری و سیه روزی در ترکیه روز را به شب میرساندند، وابسته فرهنگی سفارت ایران در ترکیه بود. این در زمانی بود که این سفارت سخیفترین توطئهها را بر علیه هموطنان ما که -از بند رژیم رسته بودند- در ترکیه اجرا میکرد. دوران مزبور سفارت جمهوری اسلامی در ترکیه با مدیریت منوچهر متکی وزیرخارجه فعلی رژیم نقش فعالی در تروریسم بینالمللی داشت. در این رابطه میتوان به گزارش منابع مستقل ترکیه و اروپایی مراجعه کرد.” از آقای گنجی بارها پرسیده اند بالاخره تکلیف کشتار دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی، زمانی که خود ایشان در سپاه پاسداران مشغول فعالیت و جانفشانی بود چه میشود؟ پرسیده اند که آیا ایشان نمی خواهد رو کند که بخش ۲۰۹ اوین که توسط اطلاعات سپاه پاسداران اداره میشد که ایشان افتخار عضویتش را داشت، بیشترین سهم را در سرکوب و کشتار انقلابیون داشت. که کمیته مشترک سابق، یکی از مخوفترین زندانهای جمهوری اسلامی در تهران توسط سپاه پاسداران یعنی ارگانی که ایشان عضوش بود، اداره میشد و…؟ از ایشان خود آقای مصداقی که یکی از این قربانیان میباشد بحق پرسیده اند که نمیخواهد حتی اسامی بچهمحلهایشان را به زبان بیاورد که توسط سپاه پاسداران دستگیر و تحویل کشتارگاه اوین شدند؟ در سال شصت آقای میر حسین موسوی نخست وزیر بود، خامنه ای رئیس جمهور و خمینی امام و گنجی و دوستانش، آقایان محسن سازگارا، سروش، حجاریان، نبوی، تاجزاده و “دیگران” در سپاه و اطلاعات و کمیته و بسیج بر علیه مردم جنایت میکردند. با این وصف سئوال من این است که کسی که کمپین راه می اندازد تا سران نظام محاکمه بشوند، خودش که در این نظام رسمن نقش داشته است، چکاره است؟ آیا در این کمپین جای قربانی با جنایتکار عوض میشود؟ نکند دست بر قضا هدف از جمله همین باشد؟ نکند کمپین آقای گنجی قرار است نقش آن کامیونهای 18 میلیون دلاری مرز ترکیه را بازی کند؟ چون اگر اینطوری پیش برود، لابد دوستان آقای گنجی بزودی زیر یک کمپینی را هم از طرف هاشمی رفسنجانی امضاء کرده و سپس حول آن هیاهوی سبز میکنند! معیار چیست؟ ممکن است گفته شود که گنجی پشیمان از اقداماتی است که قبلن انجام داده و الان به صف مردم پیوسته است. ممکن است گفته شود که الان محاکمه خامنه ای و احمدی نژاد مهم است. من میگویم برای محاکمه خامنه ای هم ایشان بیاید رو کند که در سال شصت چه کردند؟ چرا به احمدی نژاد تیر خلاص زن میگویند؟ من میگویم چرا ایشان با وجود نوشته ها، اصرارها و نقد و بررسیهای زیاد در این باره که در باره هلاکاست اسلامی در سال شصت سخن بگوید، تا کنون یک کلمه، به جرئت میگویم یک کلمه حرف نزده است؟ و نمیدانم چرا این سال شصت به یک شمشیری در قلب این جنبش سبز ملی/ اسلامی تبدیل شده، چون رهبرشان آقای موسوی نیز در هر دو این حلقه کشتارها، یعنی شصت و شصت و هفت مستقیمن نقش داشته و نخست وزیر کابینه مرگ بوده است. آقای گنجی میگوید سکوت در مقابل جنایت، خودش جنایت است. من سئوال میکنم که پس چرا شما عامدانه سکوت و عامدانه به گفته خودتان جنایت میکنید؟ شما به خاطر موقعیتتان در سپاه، هم محفل بودن با سعید حجاریان یکی از بنیانگذاران اطلاعات و سپاه، با بهزاد نبوی، آرمین،و… بودن در دو وزارتخانه ایی که مستقیمن در سرکوب و ریختن نقشه ترور مخالفین دست داشته است، قشنگ میدانید که در “کهریزک” سال 60 چه گذشت؟ میدانید در اوین و قزل حصار چه شد؟ میدانید خمینی چه گفت، خامنه ای چه دستوری داد؟ موسوی چکار کرد؟ میدانید که تعدادی از اعضاء کمیسیون مرگ آن دوره اکنون اصلاح طلبند، میدانید در آن سالها در ترکیه و پاکستان همان موقع که شما در ترکیه بودید نقشه ترور چه کسانی ریخته شد و چه بسا که خود شما نیز جزو آنها و حتی طراح نقشه بوده باشید. پس چرا کمپین محاکمه جنایتکاران را عجالتن از خودتان و این افراد و.. شروع نمیکنید. رو کنید که خامنه ای و موسوی و هاشمی و… در سال شصت و شصت و هفت چه کردند؟ رو کنید خود شما چه نقشی در پونز چسباندن به سر زنها برای تحمیل حجاب اجباری داشتید، مگر شما در سپاه نبودید؟ منتظری با آن همه تعلق اسلامی اینهمه افشاگری کرده است، شما چندین و چند سال از کشور خارج شده، جز مقالات صد من یک غاز فلسفی برای نجات آخرین تکه های اسلام از زیر پای جنبش ضد مذهبی مردم، چه کمکی برای روشن شدن خود این تاریکخانه کرده اید؟ هیچی! چون دامن خود شما آلوده است. خب با دامن آلوده چطور میخواهید بقیه را محاکمه کنید؟ آیا اگر دادگاه هم با مردم ایران همین کار را بکند، به این آقازاده تخفیف بدهد، به روی آن آیت الله نیاورد، برای این یکی بخشش بدهد، آن دیگری را در ببرد، سنگ روی سنگ هیچ محکمه و عدالتخوانه ای برای دادخواهی مردم ایران باقی خواهد ماند؟ آقای گنجی باید بداند این مردم از رانت خواری و رشوه و تبعیض به تنگ آمده و به این خاطر انقلاب کرده اند، لذا اگر ایشان با رانت سبز از هم الان قصد پارتی بازی ندارد، لطف کند دهان باز نموده و حقایق را بگوید! خود را تسلیم یک دادگاهی بکند تا ما شاکیان خصوصی بازمانده کشتار سال 60 و 67 بیاییم از ایشان و همکاران ایشان در بی بی سی، صدای آمریکا و… شکایتمان را مطرح کنیم. در همین نامه ای که میچرخاند و مطالبی که پیرامون آن نوشته است، رسمن از محاکمه احمدی نژاد و خامنه ای اسم میبرید، اما روشن نیست تکلیف بقیه چه میشود؟ ایشان میگوید خامنه ای باید محاکمه بشود، اما به اسم رفقای خودش موسوی، خاتمی و” دیگران” که میرسد، یک کروشه باز میکند و جلو چشم ما آنها را از صف جدا میکند.” موسوی، خاتمی، و دیگران رویدادهای پس از انتخابات را جنایت و فاجعه خوانده اند” به همین راحتی! آنها محکوم کرده اند. همین کافی است. سئوال من از گنجی این است که اگر شما راست میگویید و خواستار محاکمه زمامداران جمهوری اسلامی هستید، پس چرا قبل از اعلام رای دادگاه زیر زیرکی خاتمی و موسوی و “دیگران” را از هم الان در میبرید. مگر قرار نیست دادگاه “زمامداران” را محاکمه کند؟ پس چرا شما از الان سوار کامیون حمل گوسفند کرده دارید در همهمه کمپین آنها را در میبرید؟ اینها خودشان جزو جنایتکارانند. مگر جنایت در این مملکت فقط در جریان انتخابات رخ داد؟ یعنی آقای موسوی نمیداند در سال شصت چند نفر را با دستور و همراهی خود ایشان اعدام کردند؟ آقای موسوی همین چند روز پیش اعلام کرد که به جای مجرمین، چرا باید افتخار آفرینان محاکمه میشوند. ایشان در توضیح افتخار کسانی که مجبور به محاکمه و اعتراف شده اند گفت که سفارت آمریکا را اینها گرفتند! این حرف یعنی چه؟ یعنی اگر با آمپول آقای شریعتمداری و الهام و مرتضوی و… بقیه مردم، کمونیستها، آزادیخواهان، ضد دینها، فعالین حقوق زن و.. شکنجه بشوند، وادار به اعتراف بشوند، حتی اعدام بشوند ایرادی ندارد، آنها مجرمند/ همان کاری که در دوره ریاست خود ایشان با دهها هزار جوان مملکت کردند/ با افتخار آفرینان صف شعار مرگ بر آمریکا نباید این اعمال صورت بگیرد. آقای گنجی خودش یکی از همین افتخارآفرینان صف موسوی است. محسن سازگارا هم آن دیگری است. 2. اکبر گنجی در باره این کمپین میگوید زمامداران حکومت اسلامی را باید به جرم جنایت علیه بشریت محاکمه کرد. اما بلافاصله میگوید: ” برای این منظور اگر چه نیازمند شواهد و مدارک سال های پس از 2002 هستیم، که باید به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل تحویل داده شوند، اما امضای هر ایرانی در پای متنی که به همین منظور تهیه شده است، نه تنها بر تعداد شاکیان می افزاید، بلکه نهادهای بین المللی را به انبوه ایرانیان ستم دیده مواجه می سازد که به راحتی نمی توان نادیده شان گرفت.” ما میپرسیم چرا از سال 2002 به بعد؟ پس تکلیف جنایتهای این رژیم قبل از سال 2002 چه میشود؟ جوابی که از اکبر گنجی میشنویم صرفن یک ادله حقوقی است که خود وی روی تناقض تن دادن یا تن ندادن به آن گیر کرده است. ایشان خودش تمایل دارد سال 67 به بعد را مبنا بگذارند، اما ادله حقوقی به ایشان میگوید از سال 2002 چون که فعالیت دیوان بین المللی کیفری قانونن از سال 2002 آغاز شده است. فرق مطالبه مردم ایران و نگرش ما با کاری که جنبش سبز ملی/اسلامی میکند در همین جاست. 3. خوش رقصی گنجی برای دول غربی و مچاله کردن خواست برحق مردم ایران در رابطه با محاکمه سران نظام به همین جا محدود نمی ماند. آقای گنجی می گوید: دولت مافیایی پوتین و دولت کمونیستی چین، نه تنها نیروهای سرکوبگر ایران را آموزش داده و مسلح به تجهیزات سرکوب می کنند، بلکه بزرگترین مانع تصویب پیگرد قانونی زمامداران رژیم در شورای امنیت سازمان ملل خواهند بود. این مسأله و مشکل به طرق زیر قابل حل و رفع خواهد شد. این حرف یعنی اینکه کمپین را راه انداخته اند تا به اسم این کمپین وارد جدال با روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل بشوند که خب ما میدانیم جدالی نیست صرفن به خاطر حمایت و ارسال وسائل سرکوب از سوی روسیه و چین به حکومت ایران. جدال میان بلوک شوروی و چین در سازمان ملل با آمریکا و متحدینش نه به مردم روسیه، چین، آمریکا و نه به مردم ایران مربوط است. جدالی است بر سر تقسیم قدرت و تعریف جغرافیای سیاسی جهان پس از جنگ سرد. آقای گنجی میخواهد مبارزه مردم ایران را به یک سکویی برای ورود به رقابتهای دول غربی بکند، بهانه ای که گیر آورده کمک روسیه و چین به حکومت ایران و لذا پیش بینی ایشان جهت رد این درخواست در شورای امنیت سازمان از سوی آنها میباشد. ما میپرسیم که: آخر این نوشته میخواهم با کمونیستها، غیر کمونیستها، سکولاریستها، آزدایخواهان، فعالین حقوق کارگری، حقوق زن، حقوق کودک، زندانیان سیاسی لت و پار شده، بازماندگان هلاکاست اسلامی، مهاجرین و پناهندگان سیاسی که آوارگی ودربدری میکشند سخن بگویم: همه ما مسئولیت بزرگی در قبال مبارزه مردم ایران و مبارزه سه دهه نسلهای زیادی داریم. همه ما موظفیم پروژه های ضد انقلابی، راست، خشونت طلبانه که هدفی جز تحمیل شکست به مردم را ندارند را بکوبیم، افشاء کنیم و نگذاریم سهم ما و مردم در این انقلاب به آنگونه رقم بخورد که سی سال پیش به ما تحمیل کردند. جلوگیری از سرنگون کردن نظام، حذف مردم از صحنه به بهانه های مختلف و کلید زدن کمپین ضد کمونیستی بر علیه کسانی که آزادی و عدالت اجتماعی برای مردم میخواهند سه علامت مهم این تلاشهای ارتجاعی است. مبارزه مردم ایران کاملن انسانی و ترقیخواهانه است. ما نه بر خلاف گنجی میخواهیم به کشوری انقلاب صادر کنیم، نه میخواهیم حکومتی را به جز حکومت اسلامی سرنگون کنیم. ما میخواهیم رژیم اسلامی را به زیر بکشیم و حق مردم را به چنگ بیاوریم. ما اگر فشار میگذاریم که دول غربی یا دولتهای شرقی دست از حمایت از رژیم جنایتکار اسلامی بردارند، به خاطر به زیر کشیدن این جانیان حاکم در ایران میباشد. برای بزرگترین خدمتی است که مردم ایران به مردم همه کشورها با جارو کردن تروریسم اسلامی خواهند کرد. در اولین روزی که در تهران حکومت آزادیخواهانه و مساوات طلبانه آتی تشکیل خود را اعلام کند، پیام مردم ایران این خواهد بود که مرزهای ایران به روی همه کس باز خواهد بود. پیام مردم ایران این خواهد بود که ایران مهد حقوق زن و کودک و حرمت انسانی است. ایران اولین کشوری در خاورمیانه است که مجازات اعدام ندارد. زندان سیاسی ندارد. دستگاههای سرکوب حرفه ای ندارد. هر کسی میتواند بیاید از پیروزی مردم ایران دیدن کند، به آن ملحق شود و به آن کمک کند. ما نه سلاحهای اتمی را تحمل میکنیم، نه ایران را به سلاح اتمی مجهز میکنیم، نه به جایی لشکر کشی و صدور انقلاب میکنیم. مردم ایران با هیچ مردمی در دنیا سر جنگ ندارند. شرط رسیدن به این پیروزی احساس مسئولیت و تلاش شبانه روزی همه است. کسانی که امروز مطالبه برحق مردم ایران را وجه المصالحه دعواهای درونی دولتهای غربی در شورای امنیت میکنند، نه فردا، نه پس فردا، همین امروز میخواهند جامعه را و انقلاب مردم ایران را پای یک بازی خطرناک بکشانند. چون میدانند بطرق معمولی و متعارف دیگر نمیشود جلو مردم را گرفت. کسانی که امروز هنوز در ابتدای راه هستیم، بر علیه کمونیستها، سکولاریستها، ضد مذهبیها و فعالین کارگری و غیره کمپینهای ضد کمونیستی میکنند، توطئه میکنند، از خشونت کلامی آنها بوی خون به مشام میرسد، دارند جامعه را پای یک سناریوی سیاه میبرند. ما که میدانیم این تلاشها نمیگیرد. ما که میدانیم مردم ما بسیار هشیارند اما این به این معنی نیست که به حال خودشان رهایشان کنیم، تا همین جا هم به نظر من غفلت نیروهای انقلابی سبب شده که گنجی اصلن اعتصاب غذا راه انداخته سرنگونی طلبان را از چادرش بیرون کند، مخملباف در پاریس پلیس خبر کند و در لندن کمونیستها را با توطئه به دست پلیسی بدهند که با دیدن مدارک آنها تعجب کرده که چرا اینها را لباس شخصیهای سبز با توطئه وابسته احمدی نژاد معرفی کرده بودند! این جریان، جریانی نیست که از طریق بحث و دیالوگ صرفن امورش را پیش ببرد. ما دیده ایم که حکومتشان را سی سال پیش چگونه مستقر کردند. لذا بر هر کسی که دلش برای آزادی، عدالت اجتماعی می تپد این است که از این جبهه عدالت خواهی، از انقلاب مردم ایران در مقابل نظام و در مقابل این تلاشها حمایت کند. آنها را افشا و هدف سیاسی آنها را جلو مردم رو کند. من از همه ایرانیان خارج میخواهم که با کمپین شفاف و زلال حزب کمونیست کارگری ایران برای محاکمه کلیه سران جنایتکار حاکم به جرم سی سال جنایت حمایت کنند. از ده خواسته این حزب به عنوان پرچم این پیروزی دفاع و آنها را از آن خود کنید. |
AG on Facebook 

مخملباف کیست؟
Comments
No Comments
Leave a reply